محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
671
اكسير اعظم ( فارسى )
شوكران اعراض او قريب اعراض شارب و افيون است مع تيرگى بصر و سردى دست و پا و تمدد شديد و ثقل بدن و زانو پس تشنج و اختناق آرد و هلاك كند . علاج : به علاج افيون علاج كنند و قى به آب مطبوخ شبت و نمك و عسل نمايند و حقنه به عمل آرند بعده شراب صرف اندك اندك ساعت بساعت نوشانند كه عظيم النفع است بعد از آن شير گاو و افسنتين بنوشانند و فلفل به شراب خورانند و آنچه آن را نفع كند تخم انجره و انجدان و قردمانا و ميعه است هر واحد از اين به شراب بدهند و بر شكم آرد گندم به شراب كهنه ضماد كنند . و ايضاً جندبيدستر و سداب و نعناع و حلتيت و برگ غار و حب الغار و رب انگور خورانند و ترياق افيون آن را نافع است و همچنين طبيخ پوست بيخ قوت شامى و روغن بلسان به شير و شرب ميفختج تنها منفعت عظيم دارد . سويدى گويد كه افسنتين و فلفل و كذا پنيرمايهء گاو ميش ياجدى و كذا سركه گرم كرده و كذا حب البان هر واحد نافع شرب شوكران است . قثب يعنى بنگ از بسيار نوشيدن آن همه حالات بزر البنج پديد آيند . علاج : براى دفع غشى و زيادتى كيف آن ادرك و نمك سنگ و آب ليمو بخورانند و بادنجان خام خوردن نفع دارد و بهترين تدبير قى كردن است به آب و روغن گاو و نمك . و اگر ادرك و چند دانه سپند آميخته بكوبند و با سركه آميخته بخورانند كيف بنگ را دور كند بالجمله نوشيدن آب ليمو و خوردن انبهء خام و غسل كردن و هرچه در علاج افيون گذشت نافع بود و كسى را كه از كثرت استعمال آن نقصان بصر و باه و اشتها و امراض يابسه مثل قوبا و غيره پديد آيد ماء الجبن آن را نفع عظيم بخشد . عنب العثلب رومى كه گل او سياه و برگ او مثل جرجير و خرفه بود از خوردن او خدر و تيرگى رنگ رو و خشكى زبان و فواق و قى الدم و اسهال سحجى عارض شود و به تشنج مؤدى گردد ذائقهء دهن مثل طعم شير گردد . علاج : معده را بقى پاك كنند بعده شير خر به عسل نوشانند . و ايضاً شير بز دهند و خوردن بادام تلخ . و ايضاً سينهء ماكيان مطبوخ به نخود نافع بود و كذا انيسون به عسل كزبرهء رطبه يعنى گشنيز سبز گويند كه چون كثرت آن نمايند و قريب نيم رطل خورند و يا آب او چهار اوقيه يك دفعه بنوشند از آن دوار يا سدر و اختلاط عقل و گرفتگى آواز و نسيان و سبات و حال مثل سكر در فحش كلام و غير آن حادث شود و از دهن بوى گشنيز آيد و غم و غشى آرد و هلاك كند . علاج : به طبيخ شبت و زيت و به ورق مكرر قى كنند بعده دواء المسك عنبرى نه ماشه ورق طلا يك عدد پيچيده همراه ماء اللحم و عرق زردك دهند و شورباى بچهء مرغ بنان سميد خورانند . و شيخ مىفرمايد كه بعد قى به روغن سوسن و غيره كه مذكور شد زردهء بيضهء نيمبرشت بنمك و فلفل و شورباى ماكيان فربه به نمك بسيار و فلفل خورانند و همچنين شورباى بط و مرغابى دهند و شراب قوى صرف اندك اندك بنوشانند و آنچه بخوراند بفلفل بسيار و نمك خورند و افسنتن دارچينى يا فلفل در شراب آن را نافع است و آب نمك ميفختج ايشان را به غايت مفيد . و سويدى گويد كه شراب ايرسا يا طبيخ او و كذا روغن سوسن سفيد و كذا آب طبيخ افسنتين به عسل هر واحد خوردن گشنيز را نافع بود . و به قول مجوسى آنچه در علاج اسپغول بيايد نافع بود بزرقطونا بدان كه اسپغول سالم سردتر است و از خوردن بسيار آن سقوط قوت و نبض و سردى جميع بدن و ضيق النفس و تمدد و قلقل و خدر مع ضعف بعده غشى عارض شود و فعل بيخ و لفاح كند و اما اسپغول كوفته به سبب فرط حرارت و احراق قتل كند و از غم و كرب و تنگى نفس و ضعف قوت و صغر نبض و غشى عارض گردد . علاج : بدانند كه اسپغول در است به علاج كزبره نمايند و علاج اسپغول كوفته قى كردن است به آب نيمگرم و شهد و شبت و نمك و بورهء ارمنى پس زردى بيضه نيمبرشت با فلفل و نمك دهند و شراب صرف نوشانند و حلتيت و شراب افسنتين نيز مفيد بود و غذا شورباى چرب دهند . و مجوسى گويد كسى كه كثرت شرب اسپغول كند يا او را كوفته بخورد به دواى مذكور قى آورند و اندك سنجرينيا و دواء المسك و يا قدرى فلفل و حلتيت بشورباى اسفيدباج خورانند . و گويند كه ترياق و جدوار بدهند و شيره خرفه با چهار تخم سود دارد فطر يعنى كمات كه بهندى كهمبى گويند انواع سياه و سبز و طاوسى و سرخ آن همه ردى است از خوردن آن خناق و ضيق النفس و نفخ شكم و قى و خناق و مغص و زردى رنگ و صغر نبض و قشعريره و غشى و عرق سر و عارض شود و هلاك كند . علاج : بدان كه علاج خاص آن قى كردن است به آب ترب و پودينه و سكنجبين بعد از آن شراب صرف خوردن و تناول معاجين حاره مانند كمونى مفيد بود و ترياق اربعه نيز نافع است و جدوار هم نفع دارد و اضمدهء ملطفه بر معده نهند و ارزن و نمك سوده گرم كرده تكميد معده و شراسيف كنند و به قول مؤلف اقتباس اول به آب برگ ترب يك پياله و سهاگه يك و نيم درم سوده آميخته قى فرمايند بعده معجون فلافلى نه ماشه با شراب كهنه دهند و به طبيخ افسنتين و صعتر و سداب و بابونه و مكوه هر واحد يك توله در مثانهء گاو انداخته تهيگاه را تكميد كنند و اول روغن بابونه نيمگرم بمالند . شيخ مىفرمايد كه قى نمايند بدان چه معلوم كردهاند و خصوصاً به آب ترب مع به ورق بعده خاكستر چوب انگور در سكنجبين خورند و كمترى ترياق او است و خصوصاً برگ شجر دشتى آن . و ايضاً مرى ترياق او است و بايد كه بعد قى كردن مرى بنطى اندك اندك بنوشند .